IP کاربر: 38.107.179.217

آشنایی با تحلیل تکنیکال قسمت اول

۱۸:۱۳ ۸۹/۰۳/۱۹
220px-Charles_Henry_Dow.jpg
آشنایی با تحلیل تکنیکال(قسمت اول مفاهیم فلسفی تکنیکال)


شاید اغلب با این کلمه(تکنیکال) آشنا شدید وکنجکاو شدید بدانید واقعا معنی ومنظور از تکنیکال چیست ؟
آیا علم تصادفی واحتمالات وپیشامدهاست آیا واقعا مبنای ریاضی خاصی دارد ؟
تکنیکال به معنی تحلیل ومطالعه رفتارها و روانشناسی بازار باتوجه به در نظرگرفتن پیشینه قیمتی سهم میباشد برای تحلیل تکنیکال تحلیلگران از بررسی نمودار(چارت) ونوسانات قیمت سهم استفاده میکنند برای  همین تحلیلگران تکنیکال را چارتیستها مینامند
اما فلسفه تکنیکال چیست؟
3مبحث ابتدایی که بعنوان مباحث فلسفی ومنطقی تحلیل تکنیکال است بصورت زیر است


1-همه چیز در قیمت سهم نهفته است
2-قیمتها بر اسا روندها حرکت میکنند
3-تاریخ تکرار میشود



همه چیز در قیمت سهم نهفته است


تحلیلگران تکنیکال اعتقاد دارند قیمت سهم منعکس کننده تمام اطلاعات است وباتوجه به اینکه اطلاعات قبلا اثر خود را بر قیمت گذاشته است لذا قیمت فعلی نشان دهنده ارزش منصفانه سهم میباشد

قیمتها بر اسا روندها حرکت میکنند

تکنیکالیستها چنین عقیده دارند تغییرات قیمتی سهم تصادفی نیست بلکه بر اساس روند سهم شکل میگیرند وبرای خرید یا فروش سهم باید بر اساس نوع روند آن سهم اقدام نمود

.
اصولا 3نوع روند در تکنیکال داریم


روند صعودی+روند نزولی+روند جانبی یا خنثی
up trend+down trend+side trend

.

در هرنوع روند باید استراتژی خاص آن روند گزینش کرد وحرکت برخلاف روند به ضرر تریدر خواهد بود همیشه این شعار را در تکنیکال به گوش بسپارید
روند دوست ماست وباید به آن احترام گذاشت نباید خلاف روند سهم یا بازار حرکت کرد چون اینجوری فقط به خودمان آسیب میزنیم
تکنیکالیستها اعتقاد دارند که تشخیص روند امکان پذیر است ومیتوان بر مبنای نوع روند اقدام به سرمایگذاری یا خرید وفروش نمود روش تحلیل تکنیکی را میتوان برای دوره ای مختلف زمانی بکار گرفت وبا شناسایی روندهای بلند مدت وکوتاه مدت در زمان مناسب اقدام به خرید وفروش کرد وسود خوبی کسب کرد
شناخت نوع روند در تحلیل تکنیکال اهمیت بسیار زیادی دارد وبرای هر روند باید از ابزار خاص خودش استفاده کرد مثلا در روند صعودی با شروع روند باید وارد شد از نوسانگیری تاحدامکان پرهیز کرد وبا استفاده از ابزار تکنیکال قبل از انتهای روند خارج شد در روند نزولی خریدهای مکرر جهت پایین آوردن میانگین خرید کار اشتباهی است باید با اولین سیگنال از سهم خارج شد اکثر تریدرها روند نزولی را با اصلاح قیمت اشتباه میگیرند در تصحیص قیمت میشود با شناخت حمایتها ومقاومتها اقدام به خرید وفروش کرد اما در روند نزولی خرید اشتباه است وبا اولین سیگنال باید از سهم خارج شد
 در روند جانبی سهم در یک مسیر افقی نوسان میکند وبه مروربا شناخت سقفها وکفها میشود اقدام به نوسانگیری کرد تا اینکه نوع روند بعدی شکل بگیرد وبنابر نوع روند استراتژی جدیدی طرح ریزی کرد
پس مهمترین مسئله برای یک تکنیکالیست در درجه اول شناخت نوع روند است

انواع روندها بر اساس زمان


در تکنیکال 3نوع روند زمانی داریم


روند کوتاه مدت:short term trend
روند میان مدت :medium term trend
روند بلند مدت :long term trend


روند کوتاه مدت :برای بررسی وپیشبینی نوسانات قیمتی سهم که درسه هفته رخ میدهد استفاده میشود اغلب چون در روندهای کوتاه مدت شاهد دستکاری قیمتی روی سهام هستیم بنابراین برای شناخت نوع روند اصلی باید روی بازه های زمانی بزرگتری زوم کرد از این روند بیشتر روی سرمایه های کم حجم وبرای نوسانگیران استفاده میشود

روند میان مدت:برای بررسی افق سهم در بازه سه هفته تا6ماه آینده

روند بلندمدت : بیشتر سرمایگذاران حقوقی وموسسات مالی بیشتر روی این روند معامله میکنند بازه زمانی این بیش از6ماه است برای همین اغلب شرکتهای حقوقی وبانکها با حجم سرمایه بالا برای خرید سهام از این روند استفاده میکنند


تاریخ تکرار میشود

شاید بارها بااین جمله آَشنا شده باشید
در تکنیکال الگوها به دفعات تکرار میشوند همینطور روندها در سیکلهای زمانی خاصی تکرار میشوند ومیشود با بررسی روندها والگوها بادرنظر گرفتن پیشینه قیمتی سهم آینده روند قیمتی سهم را پیشبینی نمود اینکه چه اتفاقی افتاده بسیار مهمتر از چرایی آن است یعنی پیشینه قیمتی سهم مهمتر از چرایی ودلیل آن اتفاق است
اسکار وایلد میگوید یک تحلیلگر تکنیکال قیمت همه چیز را میداند ولی ارزش واقعی هیچ  چیز را نمیداند چون چارتیستها با دو چیز سروکار دارند


قیمت فعلی چیست؟


پیشینه تغییرات قیمت چیست؟


درست بر خلاف تحلیلگران فانتامنتال کار چارتیستها بدنبال چیستی قیمتها میگردند ولی بنیادکارها دنبال چرایی قیمت میگردند
در واقع قیمت تقابل بین عرضه وتقاضا است هدف یک تحلیلگر پیشبینی جهت تغییرات قیمتی است تحلیل تکنیکی تمرکز بر روی قیمت سهم دارد واهمیتی به چرایی موضوع نمیدهد بنیادکارها به دنبال چرایی موضوع هستند اینکه سبب این تغییرات در چیست تکنیکی کارها اعتقاد دارند که بهترین کار این است بدنبال چیستی قیمت باشیم وبه چرایی آن اهمیت ندهیم اینکه چرا قیمت بالا میرود بخاطر افزایش تقاضا در مقابل عرضه کنندگان است وارزش هر چیز برابر پولی است که یک فرد حاضر است برای آن بپردازد ونیازی نیست که بدنبال چرایی آن باشیم

فلسفه وجودی تکنیکال و درواقع تکنیکال نوین امروزی بر اسا نظریات فرضیه ها وتئوریهای مختلفی استوار است که مبنای علمی وریاضی دارد مثلا در مباحث فیبوناچی با عدد طلایی یانسبت الهی فی آشنا خواهیم شد که خود این عدد ودنباله فیبوناچی یکی از زیباییهای علم ریاضی است ابتدا با یکی از تئوریسینهای تکنیکال بنام چارلز داو ونظریات وی آشنا میشویم بعد گریزی میزنیم به عدد فی تا ببینیم این علم به هیچ وجه علم احتمالات وپیشامدها واما واگرها نیست ومبنای علمی وفلسفی وریاضی در آن حکمفرماست

آشنایی با تئوری نظریه داو


چارلز هنری داو از اقتصاددانان شهیری است که در سال 1851 در استرلینگ متولد شد و در سال 1902 درگذشت.  پدر "داو" یک کشاورز بود، اما از آنجا که داو علاقه ای به کشاورزی نداشت، شغل روزنامه نگاری را انتخاب کرد و در 21 سالگی در روزنامه اسپرینگ فیلد ماساچوست مشغول به کار شد. اما مهمترین اقداماتی که این نخبه اقتصادی انجام داد، راه اندازی بازار سهام معروف داو جونز آمریکا بود که با همکاری ادوارد جونز شکل گرفت و نام آن هم از ترکیب اسم این دو به نام "داو جونز " شکل گرفت. همچنین داو برای معرفی و اخبار گزارشات مربوط به تجارت، روزنامه وال استریت را تأسیس کرد که در حال حاضر یکی از مهمترین روزنامه های اقتصادی جهان به شمار میرود.


    در سال 1882 چارز داو به همراه شریک تجاری اش ادوارد جونز کمپانی داو جونز را تاسیس کردند . در آن سال ها او نظریاتش را در قالب مقالاتی برای مجله وال استریت منتشر می کرد و امروزه پس از گذشت حدود یک قرن اغلب تحلیل گران تکنیکی و محققان بازار سرمایه عقیده دارند که پایه و اساس آنچه امروزه به عنوان تحلیل تکنیکال شناخته می شود در واقع همان نظریه هایی است که در آن سال ها توسط داو ارائه شده اند .
امروزه بیشتر تحلیل گران تکنیکی با مبانی نطریات داو آشنایی دارند .نظریات او حتی با وجود دخالت تکنولوژی پیچیده کامپیوتر و پیشرفت هایی که در علم تحلیل تکنیکال رخ داده است همچنان پایه و اساس مباحث تحلیل تکنیکال را تشکیل می دهد .


    شاخصی که او ارائه کرد امروزه به عنوان دماسنج وضعیت بازار سرمایه و نمایشگر تغییرات این بازار به کار می رود و با گذشت 80 سال از مرگ او این شاخص به عنوان یک ابزار ضروری توسط همه تحلیل گران تکنیکی استفاده می شود .

    متاسفانه چارز داو هرگز نظریاتش را در قالب کتاب ارائه نکرد و همه آنچه از او باقی مانده مقالاتی است که یک قرن پیش برای بیان نظریاتش درباره رفتار بازار سرمایه برای مجله وال استریت نوشته است.

    در اولین سال درگذشت چارز داو فردی به نام نلسون مقالات او را در قالب کتابی به نام Thr ABC of stock speculation” " جمع آوری و منتشر کرد.در سال 1922 ویلیام پیتر همیلتون (شریک داو و قائم مقام مجله وال استریت ) کتابی به نام "دماسنج بازار سرمایه " منتشر کرد و در آن نظریات داو را شرح داد.

    ارائه دیگری نیز از این نظریات توسط رابرت رئا در سال 1932 در قالب یک کتاب موجود است .داو نظریاتش را در قالب میانگین هایی که برای بازار سرمایه تعریف کرده بود به کار برد .اکثر نظریات تحلیلی او در بازارهای مختلف به خوبی کاربرد دارد.


تئوری داو چیست؟


اصول مقدماتی


    1.همه چیز در میانگین ها (شاخص ها ) لحاظ می شود :



    حاصل جمع و گرایشات معاملات در بازار ،مجموعه اطلاعات گذشته را در بازار وال استریت نشان می دهد و تاثیرشان را در میانگین ها (شاخص ها ) به جای می گذارد .

    هیچ نیازی نیست آن طور که برخی از آمارگران عادت دارند مجموعه ای از اطلاعات قیمت کالاها ، نقل و انتقالات بانکها ، و نوسانات سهام و حجم معاملات خارجی و داخلی با زحمت زیاد گرد آوری شود .بورس وال استریت خودش همه این موارد را مد نظر قرار می دهد.


    آیا آشنا به نظر نمی رسد ؟ اینکه بازار همه فاکتورهای اطلاعاتی ممکن را منعکس می کند و رویهم رفته بر عرضه و تقاضا تاثیر می گذارد ،یکی از فرضیات اولیه نظریه تکنیکال است .

    این فرضیه که برای میانگین های بازار به کار می رود حتی برای بازارهای اختصاصی نیز صحت دارد و حتی در توصیف بلایای طبیعی نیز استفاده می شود .اگر چه بازارها نمی توانند حوادثی نظیر زلزله و سایر بلایای طبیعی را پیش بینی کنند اما از این رخدادها متاثر می شوند و تقریبا همزمان در عملکرد قیمت نشان داده می شوند .


    2.بازار سه نوع روند دارد :



    پیش از بحث درباره چگونگی این روندها لازم است که نظریه داو را در این مورد بیان کنیم .
    روند صعودی از نظر داو این طور تعریف می شود :هرگاه قیمت در یک رالی (موج) صعودی بالاتر از رالی (موج) صعودی پیش از آن قرار بگیرد و یا قیمت در یک حفره (موج) نزولی بالاتر از حفره (موج ) نزولی پیش از آن قرار بگیرد یک روند صعودی خواهیم داشت .

    به عبارت دیگر روند صعودی الگویی از نوسانات رو به بالاست و بر عکس این حالت مجموعه ای از نوسانات رو به پائین را روند نزولی می نامیم.در یک روند مثبت قیمت ممکن است بارها به سمت بالا و پائین نوسان کند ولی در نهایت برآیند آن دارای شیب مثبت است .

    این تعریف داو به نوعی اساس تحلیل روند ها می باشد .داو معتقد بود که قوانین عمل و عکس العمل همان طوری که در جهان مادی وجود دارد برای بازار های سرمایه نیز صادق است .

    داو نوشته است : در بسیاری از موارد در معاملات شاهد بوده ایم که وقتی قیمت سهم تا حد زیادی صعود می کند آنگاه سهم قیمت خود را تعدیل کرده و سپس دوباره به محدوده بالاترین قیمت خود بازمی گردد و چنانچه این حرکت نتواند به قیمت بالایی خود نزدیک شود محکوم به نزول بیشتر خواهد بود.

از نظر داو یک روند ، خود مشتمل بر سه روند دیگر است :


1. روند اولیه 2. روند ثانویه 3. روند کوچک که می توان آنها را به : (الف) جریان ، (ب) امواج ، (ج) سطح ناهموار دریا تشبیه کرد .


روند اولیه نشان دهنده جریان حاکم بر کل روند است وروند ثانویه در حقیقت امواجی است که جریان را تکمیل می کند و روندهای کوچک رفتاری مشابه سطح ناهموار دریا دارند .

    تصمیم گیری در مورد سمت جریان می تواند بدون توجه به بالاترین نقطه ای باشد که امواج در ساحل به آن می رسند.اگر هر موج نسبت به موج قبلی نفوذ بیشتری در ساحل داشته باشدجریان حاکم می شود .هرگاه بالاترین نقطه ای که امواج متوالی در ساحل به آن می رسند کاهش داشته باشد جریان رو به بازگشت و نابودی می گذارد .اما به عقیده داو جریانات می توانند حتی تا سالهای متوالی دوام داشته باشند.

    روند ثانویه در حقیقت تصحیح در روند اولیه (جریان ) است. قیمت ها اغلب در یک سوم تا دو سوم روند قبلی تصحیح می شوند .روند ثانویه معمولا بین 3 هفته تا 3 ماه به طول می انجامد .بر طبق نظریه داو روند کوچک نشان دهنده نوساناتی است که در روند ثانویه رخ می دهد که معمولا کمتر از سه هفته به درازا می انجامد.


3.روندهای بزرگ دارای سه مرحله هستند:




چارز داو بیشتر تمرکز خود را بر روی روند اولیه متمرکز کرد که این روند معمولا شامل سه مرحله است :

1.مرحله تراکم یا تجمیع 2.مرحله مشارکت عمومی 3.مرحله توزیع



   1- مرحله تراکم (تجمیع ) :

سرمایه گذاران آگاه و زیرک در مرحله تجمیع اقدام به ورود به بازار می کنند .اگر روند پیش از آن نزولی بوده باشد این سرمایه گذاران زیرک در می یابند که موانع و اخبار بدی که باعث نزول قیمت شده بودند رو به کاهش گذاشته است.




 2-   مرحله مشارکت عمومی :

آغاز مرحله مشارکت عمومی (زمانی که اکثر تحلیل گران تکنیکی شروع به سرمایه گذاری می کنند) زمانی است که قیمت سریعا شروع به رشد می کند و اخبار اقتصادی رو به بهبود می گذارد .


   3-مرحله توزیع :

مرحله توزیع زمانی است که روزنامه ها به صورت گسترده شروع به انتشار اخبار و تحلیل های مثبت می کنند و اخبار اقتصادی در بهترین حالت است .در این هنگام است که حجم معاملات در جریان مشارکت عمومی افزایش می یابد.


    اینجاست که همان سرمایه گذاران آگاه و زیرک که در اواخر دوران نزولی شروع به خرید کرده بودند (زمانی که هیچ کس علاقه ای به خرید نداشت ) پیش از اینکه خریداران اخیر آماده فروش شوند شروع به عرضه می کنند .


4.شاخص ها باید یکدیگر را تائید کنند:



بر طبق آنچه داو در بیان شاخص های صنعت و راه آهن گفته است هر نشانه یا اخطار زمانی اهمیت دارد که هر دوی این شاخص ها (صنعت و راه آهن ) اخطار یا علامت مشابهی را نشان بدهند و بدین گونه یکدیگر را تائید کنند.


او دریافت که شرط آغاز روند افزایشی این است که هر دو شاخص از موج (بالاترین رقم موج ) دوم بالاتر قرار بگیرند .هر چند به نظر او لزومی نداشت که هر دو اخطار یا علامت باید در یک زمان ایجاد شوند .اما هر چه فاصله میان آنها کمتر باشد تائید قوی تری بر تشخیص روند به دست می دهد.


داو متوجه شد که هرگاه این دو شاخص ،واگرایی ایجاد کنند (برخلاف هم حرکت کنند ) روند قبلی همچنان پابرجا باقی می ماند .

    5-.حجم معاملات باید روند را تصدیق کند:


    به عقیده داو حجم معاملات یک عامل ثانویه ولی مهم در تائید اخطارهایی می باشد که از تحلیل قیمت به دست آمده اند.به بیان ساده تر حجم معاملات می بایست همسو با جهت روند اصلی باشد .در روندهای بزرگ صعودی حجم معاملات باید همراه با افزایش قیمت ها بالا رود .در روندهای نزولی حجم معامله در نوسانات مثبت کاهش و در نوسانات نزولی افزایش پیدا می کند.از نظر داو اخطارهای خرید و فروش مبتنی بر قیمت نهایی می باشد و حجم معاملات یک عامل ثانویه می باشد .

    بدون شک حجم معاملات چه افزایش داشته باشند و چه کاهش عامل مهمی در تصمیم گیری ها هستند.معامله گران آگاه اطلاعات مربوط به حجم معاملات را با تغییرات قیمت مقایسه می کنند تا دریابند آیا آنها یکدیگر را تائید می کنند یا خیر.


6.روندها تا زمانی که اخطار قطعی بر گشت را دریافت نکنند به حرکت خود ادامه می دهند:


    ماهیت این اصل بیان می کند که هر چیز متحرکی تمایل به حفظ جهت حرکت خود دارد مگر اینکه یک نیروی خارجی سبب تغییر جهت آن بشود.ابزارهای تکنیکی متعددی به عنوان اندیکاتور اخطار بازگشت توسط معامله گران تازه کار به کار برده می شوند که برخی از این اندیکاتورها می توانند اخطارهای سریع تری در مورد افت حرکت (چه صعودی ،چه نزولی ) ارائه کنند . البته همه آنها قابل اعتماد نیستند و گاهی اوقات ادامه روند فعلی شانس بیشتری می یابد .

نویسنده : کاظم نادرعلی